طبق احادیث شیعه، اعتقاد به امامت، یکی از مهمترین اصول دین است. این حدیث متواتر از پیامبر اکرم که «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَةً جاهِلِیَّةً»، نشان میدهد که علاوه بر اعتقاد به امامت، شناخت امام هر عصر و زمان نیز بر مسلمانان واجب است. با توجه به اهمیت این موضوع، مربیان دینی و فعالان تربیتی، باید به عنوان یک اولویت مهم، کودکان و نوجوان را با امام زمانشان آشنا کنند. در این مقاله به مهمترین سوالات کودکان و نوجوانان درباره حضرت مهدی (علیهالسلام) میپردازیم. قطعا مربیان دینی باید مطالعه بیشتر و عمیقتری در این زمینه داشته باشند، اما این مقاله میتواند نقطه شروع آن باشد.
در این مقاله میخوانیم:
- فضیلت کسی که کودکان را با امام زمان آشنا کند
- تقدم آموزش بر طرح شبهات
- آیا امام زمان علیهالسلام هست؟
- شواهد و مستندات تاریخی ولادت حضرت مهدی
- روایات نص بر امامت حضرت مهدی
- چگونه با امام غایب ارتباط داشته باشیم؟
- چرا امام زمان جواب درخواستهای ما را نمیدهند؟
- آیا ممکن است کسی بیشتر از هزار سال عمر کند؟
- سوال درباره اتفاقات پس از ظهور
- ترس از ظهور حضرت مهدی
- آیا امام زمان علیهالسلام ازدواج کرده اند؟
فضیلت کسی که کودکان را با امام زمان آشنا کند
ما در دوران سختی زندگی میکنیم. طبق احادیث، رنج کسانی که در دوران غیبت زندگی میکنند و از امام زمانشان دور هستند، از رنج کودکی که پدرش را از دست داده است، سخت تر است. قطعا در این زمانه سوالاتی برای کودکان و نوجوانان در زمینه امام زمان (علیهالسلام) به وجود میآید که پاسخ به این سوالات مصداق حمایت از ایتام آل محمد (صلی الله علیه و آله) است.
امام جواد (علیهالسلام) درباره ثواب چنین شخصی فرمودند: به درستى هر كه سرپرستى يتيمان آل محمّد، همانها كه از امامشان دور افتاده و در حيرت جهل غوطهور و در دستان دشمنان ناصبى ما اسيرند، را بر عهده گيرد و ايشان را نجات داده و از سرگردانى برهاند، و شياطين را با دفع وسوسههايشان مغلوب سازد، و بر ناصبيان [دشمنان اهل بيت عليهم السّلام] توسّط حجّتهاى پروردگار و دلائل امامانشان چيره شود، مقام و منزلتش نزد خداوند به بهترين وجهى بر شخص عابد برترى و فضيلت يابد، فضيلتى به مراتب بالاتر از فضل آسمان بر زمين و عرش و كرسى و پردههاى آسمان، و برترى اين جماعت بر گروه عابدان همچون فضيلتى است كه ماه شب بدر بر كمسوترين ستارۀ آسمان دارد. (الاحتجاج، ج1، ص۱۷)
تقدم آموزش بر طرح شبهات
آموزش صحیح به کودکان مانند واکسیناسیون در برابر شبهات آینده است. پس وظیفه هر پدر و مادر و هر مربی و مبلغ شیعه آن است که پیش از آن که کودکان با شبهات مواجه شوند، علم صحیح را به آنان بیاموزند. این توصیه امام صادق (علیهالسلام) است که فرمودند نسبت به آموزش کودکان خود با احادیث مبادرت کنید، قبل از آن که مرجئه (گروههای انحرافی) بر شما سبقت بگیرند. (بَادِرُوا أَحْدَاثَكُمْ بِالْحَدِيثِ قَبْلَ أَنْ تَسْبِقَكُمْ إِلَيْهِمُ اَلْمُرْجِئَةُ - وسائل الشیعة ج۲۷ ص۸۸)
قلب کودک مانند زمین خالی است که آنچه در آن کاشته شود را میپذیرد. (إِنَّمَا قَلْبُ اَلْحَدَثِ كَالْأَرْضِ اَلْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ – نامه 31 نهجالبلاغه) پس نباید این فرصت طلایی را از دست داد.
هنگام آموزش نیازی نیست، با طرح شبهات آغاز کنید. به احتمال زیاد، کودکان هنوز بسیاری از شبهات مهدویت را نشنیده اند، پس با مطرح کردن آنها ذهنشان را به چالش نکشید. خیلی ساده مباحث صحیح را برای آنها بازگو کنید. میتوانید این آموزش را همراه با قصه، بازی و فعالیتها مختلف انجام دهید تا جذابیت بیشتری داشته باشد.

آیا امام زمان علیهالسلام هست؟
اولین و مهمترین سوال درباره امام عصر، به اعتقاد ما شیعیان بر حضور امام حی مربوط میشود. این که «آیا امام زمان (علیهالسلام) به دنیا آمده اند؟» و اگر به دنیا آمده اند، «آیا ایشان هنوز زنده هستند؟»
پیش از پاسخ به این سوال، به این نکته توجه داریم که اگر کسی در اعتقاد به خداوند، قرآن، نبوت پیامبر، اصل امامت و مباحث پایهای تر سوال دارد، باید اول آن شبهات را برطرف نماید. پس فرض ما در این جا اثبات حضور امام زمان (علیهالسلام) به یک مسلمان شیعه است.
شواهد و مستندات تاریخی ولادت حضرت مهدی
علیرغم فضای خفقان عباسی که قصد داشت نسل امام عسکری (علیهالسلام) را قطع کند، خداوند به ایشان فرزندی عطا کرد، و خبر ولادت ایشان از چند طریق ثبت شده است:
۱. گزارش شاهدان عینی: معتبرترین گزارش تاریخی متعلق به جناب حکیمه خاتون، عمه امام عسکری علیهالسلام است. ایشان در زمان ولادت امام زمان (علیه السلام) در خانه امام حسن عسکری حضور داشتند و در سالهای بعد نیز بارها امام را رویت کردند. علاوه بر ایشان، کنیزانی مانند «ماریا» و «نسیم» نیز لحظات اولیه تولد را ثبت کردهاند.
۲. معرفی امام به اصحاب خاص: امام حسن عسکری (علیهالسلام) برای پیشگیری از انحراف شیعیان در آینده، در فرصتهای مختلف فرزند خود را به خواصِ اصحاب نشان میدادند. مشهورترین آن، روایتی است که در آن امام، فرزند خردسالشان را به چهل نفر از شیعیان برجسته (مانند حسن بن ایوب بن نوح) نشان دادند و فرمودند: «این امام شما پس از من و جانشین من در میان شماست».
(اِجْتَمَعْنَا إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ نَسْأَلُهُ عَنِ اَلْحُجَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَ فِي مَجْلِسِهِ أَرْبَعُونَ رَجُلاً، فَقَامَ إِلَيْهِ عُثْمَانُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ عَمْرِو اَلْعَمْرِيِّ فَقَالَ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَمْرٍ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، فَقَالَ لَهُ: اِجْلِسْ يَا عُثْمَانُ، فَقَامَ مُغْضَباً لِيَخْرُجَ فَقَالَ: لاَ يَخْرُجَنَّ أَحَدٌ فَلَمْ يَخْرُجْ أَحَدٌ إِلَى أَنْ كَانَ بَعْدَ سَاعَةٍ فَصَاحَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِعُثْمَانَ فَقَامَ قَائِماً عَلَى قَدَمَيْهِ فَقَالَ: أُخْبِرُكُمْ بِمَا جِئْتُمْ لَهُ؟ فَقَالُوا: نَعَمْ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ: جِئْتُمْ تَسْأَلُونِّي عَنِ اَلْحُجَّةِ بَعْدِي قَالُوا: نَعَمْ فَإِذَا غُلاَمٌ كَأَنَّهُ فِلْقَةُ قَمَرٍ) (اثبات الهداة ج۵ ص۲۷)
۳. اعترافات مورخین و تبارشناسان: بسیاری از مورخان و علمای انساب (حتی غیرشیعه) در کتب خود به وجود فرزندی برای امام عسکری (علیهالسلام) تصریح کردهاند. برای نمونه، «ابن اثیر» در الکامل و «فخر رازی» در الشجره المبارکه، به ولادت ایشان و نام مادرشان اشاره نمودهاند.
۴. توزیع گوشت قربانی (عقیقه): طبق سنت اسلامی، امام عسکری (علیهالسلام) برای فرزندشان عقیقه کردند و مقادیر زیادی نان و گوشت برای شیعیان و وکلای خود در بغداد و سامرا فرستادند. حتی برای شیعیان خود در قم و مناطق دورتر مبالغی را فرستادند تا از جانب ایشان عقیقه کنند. این اقدام در آن شرایط امنیتی، پیامی علنی برای اثبات ولادت به شبکه شیعه بود.
روایات نص بر امامت حضرت مهدی
حقیقت آن است که تواتر احادیث مهدویت و قطعیت صدور آنها به مثابه چراغی روشن فرا راه مسلمانان در این زمنیه است. پژوهشهای مستقل زیادی در این زمینه صورت گرفته که نتیجه همگی بر غیرقابل انکار بودن این مسئله دلالت دارد. اعتقاد به مهدویت، اعتقادی مشترک بین شیعه و اهل سنت است؛ هر چند که ممکن است در چگونگی آن، اختلافاتی وجود داشته باشد.
روایات مربوط به امام مهدی (علیهالسلام) را میتوان به سه دسته اصلی تقسیم کرد که هر کدام زاویهای از ضرورت وجود ایشان را روشن میکند:
۱. روایات نَصّ (تصریح بر نام و ویژگیها): پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) و امامان (علیهمالسلام) در روایات بسیاری بر نام امام زمان و ویژگیهای ایشان تصریح کرده اند. احادیث متواتری که میفرماید مهدی از فرزندان فاطمه (علیهاالسلام) و از نسل حسین (علیهالسلام) است و همنام و همکنیهی رسول خداست. همچنین حدیث مشهور جابر (حدیث لوح) که در آن نام تمام دوازده امام، از جمله امام دوازدهم با تعبیر «م ح م د» و القابی نظیر «حجت قائم»، بر لوحی سبز ثبت شده بود.
۲. روایات ضرورت تداوم حجت الهی: در روایات متعددی از امام صادق (علیهالسلام) و سایر ائمه آمده است: «لَوْ بَقِيَتِ الْأَرْضُ بِغَيْرِ إِمَامٍ لَسَاخَتْ» (اگر زمین بدون امام بماند، اهلش را در خود فرو میبرد). این نشان میدهد که امام تنها پیشوای سیاسی نیست، بلکه «واسطه فیض» و قطب عالم امکان است. همچنین حدیث «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیْتَةً جاهِلِیَّةً» که در ابتدای مقاله نیز به آن اشاره شد، گویای این است که در هر زمانی امامی هست که شناخت او بر همگان واجب است.
۳. روایات ائمه دوازده نفر هستند: پیامبر (ص) فرمودند: «این دین همواره پابرجاست تا زمانی که دوازده خلیفه بر شما باشند که همگی از قریش هستند.» با توجه به اینکه تاریخ، مصداقی جز ائمه شیعه برای این عدد (با اوصاف کمال) نیافته است، وجود امام دوازدهم به عنوان آخرین حلقه، برای تکمیل این سلسله ضرورت دارد.
امام زمان علیهالسلام کی ظهور میکنند؟ چرا با وجود این همه ظلم، خداوند ظهور ایشان را نمیرساند؟
شاید انتظار کشیدن، برای چیزی که نمیدانیم چه زمانی اتفاق میافتد سختترین کار برای انسانها باشد. این سختی و طولانی شدن زمان انتظار موجب میشود که سوالاتی در ذهن افراد به وجود بیاید. سوالاتی مثل این که «چرا با وجود این همه ظلم و فتنه، امام زمان ظهور نمیکنند؟» یا «چرا با وجود این همه دعا، در طول تاریخ، امام زمان ظهور نمیکنند؟ آیا خداوند این دعاها را نمیبیند؟»
برای پاسخ به این سوالات، ابتدا با کودکان و نوجوانان همدلی کنید تا بدانند شما هم حس آنها را درک میکنید. بگویید من هم دوست دارم هر چه زودتر ایشان ظهور کنند و این دوران برای همه خیلی سخت است. قطعا انتظار کشیدن هم خیلی سخت است، اما باید بدانیم که آفت انتظار، ناامید شدن است. باید خیلی مراقب باشیم و از خداوند طلب کمک کنیم، که ناامید نشویم؛ هر چند برآورده شدن دعای ما خیلی طول بکشد. خداوند حکیم و عادل است، پس به تاخیر افتادن ظهور امام زمان هم حکمتی دارد.
وظیفهی ما در دعا، صبر و استمرار و اصرار است. این سوال که چرا دعای ما برآورده نمیشود، ممکن است درباره هر درخواست حاجتی از خداوند به وجود بیاید. امام صادق (عليهالسلام) فرمودند: «پيوسته مؤمن در حال خير و اميدوارى است تا مادامى كه شتاب نكند پس نوميد شود و دعا را رها كند. عرض كردم: چگونه شتاب كند؟ فرمود: گويد از فلان وقت و فلان وقت دعا كردهام و اجابت آن را نمىبينم؟». ما به موضوع استجابت دعا، در مقاله سوالات دانش آموزان درباره خدا پرداخته ایم.

یکی از مؤثرترین پاسخها برای کودکان و نوجوانان، بیان داستانهای مشابه در طول تاریخ است. مثلا حضرت نوح علیه السلام پس از آن که با سختی فراوان، 300 سال قوم خود را به پرستش خداوند دعوت کردند، تصمیم گرفتند آنان را نفرین کنند. پس فرشتگان از ایشان خواستند تا نفرین را به تاخیر بندازد، ایشان نیز پذیرفتند و 300 سال نفرین قومشان را به تاخیر انداختند. مجدد همین واقعه تکرار شد و 300 سال دیگر هم گذشت و به این ترتیب نهصد سال سپری شد. پس شیعیان حضرت نوح نزد او آمدند و از آنچه از سوی عامه و طاغوتیان به آنان میرسید شکایت کردند و درخواست دعا برای رفع گرفتاری کردند. پس درخواست آنان را اجابت کرده نماز خواندند و دعا کردند.
جبرئیل (علیه السلام) بر او نازل شد و گفت: «همانا خداوند تبارکوتعالی دعایت را اجابت کرده است. به پیروانت بگو: «خرما خورده و هستهاش را بکارند و از آن مراقبت کنند تا ثمر دهد. هرگاه ثمر داد، اندوه آنان را میزدایم». آنها همین کار را کردند؛ وقتی درختان خرما رشد کرد و میوه داد، خداوند مجددا دستور داد که هسته خرماها را بکارید تا ثمر دهد. بعضی گمان کردند که خلف وعده شده است، در نتیجه یک سوّم آنان [از دینشان] منحرف شدند و دو سوّم باقی ماندند. این ماجرا بار دیگر تکرار شد پس یکسوّم دیگر منحرف شدند و یکسوّم باقی ماندند.
پس از آن که برای بار سوم درختان خرما ثمر دادند، پیروان نوح (علیه السلام) به او گفتند: «از ما جز تعداد اندکی باقی نمانده است و ما بر خویش بیمناکیم که اگر فرج به تأخیر افتد، هلاک شویم.» پس خدای عزّوجلّ به او وحی کرد: «دعوتت را اجابت کردم، پس کشتی را بساز»! میان اجابت دعا و طوفان پنجاه سال فاصله بود. (کمال الدین، ج۱، ص۱۳۳) پس انتظار برای فرج یک آزمایش الهی است تا خداوند دریابد چه کسانی در راه حق پایدار و ثابت قدم میمانند.
چگونه با امام غایب ارتباط داشته باشیم؟
یکی از پرسشهای اساسی برای محبان حضرت، چگونگی برقراری ارتباط با امامی است که در پرده غیبت به سر میبرد. اگرچه ما از زیارت ظاهری ایشان محروم هستیم، اما راه ارتباط معنوی و قلبی هرگز بسته نشده است.
ارتباط با امام زمان (علیهالسلام) بیش از آنکه به حضور فیزیکی نیاز داشته باشد، به حضور قلبی محتاج است. در احوالات بزرگان و توقیعات شریف نقل شده است که برای سخن گفتن با امام، کافی است در هر لحظه و هر مکان، دل را متوجه مقام قدسی ایشان کنید و با ایشان صحبت کنید. شخصی به امام هادی علیه السلام از شهری دور نامه نوشت و پرسید: مولای من؛ من از شما دور هستم و امکان دیدار مستقیم با شما را ندارم و گاهی که حاجات و مشکلاتی دارم چه کنم؟ حضرت در جواب او نوشتند: «إِنْ كَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ فَحَرِّک شَفَتَيْک»؛ هر گاه به ما نیاز داشتی، لبت را حرکت بده و سخنت را بگو. این نشاندهنده آن است که امام، «شاهد» بر احوال ماست.
نباید پنداشت که غیبت، پیوند میان امام و مأموم را از بین برده است. در زمان سایر ائمه (علیهمالسلام) نیز بسیاری از شیعیان در شهرهای دور زندگی میکردند و در تمام عمر خود حتی یک بار هم موفق به دیدار امام خویش نمیشدند، اما امامتِ امام را در زندگی خود جاری میدیدند. آنها از راه دور توسل میکردند، وجوهات میفرستادند و پاسخ سؤالاتشان را از طریق نواب میگرفتند. امام در هر زمان، خورشیدی است که حتی از پسِ ابر هم نورافشانی و هدایت میکند.
ماجرای «اویس قرنی» عالیترین الگو برای شیعیان دوران غیبت است. اویس در زمان پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) میزیست، اما به دلیل نگهداری از مادرش، هرگز موفق به دیدار حضوری رسول خدا نشد. با این حال، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) درباره او فرمودند: «رایحه رحمان را از سوی یمن میشنوم.» اویس با آنکه پیامبر را ندید، اما به چنان معرفت و پیوندی رسید که از نزدیکترین یاران ایشان محسوب شد.
نقطه دلگرمی و اوج این ارتباط، در کلام خودِ حضرت نهفته است. ایشان در توقیع شریفی به شیخ مفید، بر مراقبت دائمی خود از احوال شیعیان تأکید کرده و فرمودهاند: «إِنّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ، وَ لا ناسینَ لِذِکْرِکُمْ»؛ «ما در رعایت حال شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نمیبریم».
این پیام نشان میدهد که ارتباط یکسویه نیست. پیش از آنکه ما به یاد ایشان باشیم، امام زمان (علیهالسلام) به یاد ماست. ایشان مونس تنهاییها و تکیهگاه شیعیان در سختیهاست و همین که ما در گرفتاریها به ایشان متوسل میشویم، در حقیقت به آغوش پرمهر پدری پناه بردهایم که همواره ناظر بر احوال ماست.

چرا امام زمان جواب درخواستهای ما را نمیدهند؟
باز هم موضوع پرچالش برآورده نشدن حاجات! شاید تا کنون با افرادی برخورد کرده باشید که به علت این که امام زمان حاجتشان را برآورده نکرده است، نسبت به وجود ایشان شک کرده باشند. پیشتر در بخش دعا برای ظهور امام زمان (علیهالسلام) به موضوع صبر در دعا اشاره کردیم؛ اما در این بخش میخواهیم از منظری دیگر، یعنی تحولات فکری جهان مدرن به این موضوع بپردازیم.
ریشه اصلی انتظارات ما از دین و امام، در دوران معاصر به روح «مدرنیسم» و به ویژه «اومانیسم» (انسانمداری) گره خورده است. در جهانبینی اومانیستی، به جای آنکه خداوند محور هستی باشد، «انسان» و خواستههای او در مرکز قرار میگیرد. هرچند در جوامع مذهبی، الحادِ آشکار و لذتمداریِ افراطی با مقاومت روبرو میشود، اما نوعی «دینداری اومانیسمی» به شکلی پنهان رسوخ کرده است. در این رویکرد، امام زمان (علیهالسلام) نه به عنوان خلیفه خدا که باید از او تبعیت کرد، بلکه به عنوان ابزاری برای تأمین منویات و خواستههای شخصی نگریسته میشود. در این نگاه، اگر امام حاجت مرا برآورده نکند، گویی به وظیفهاش عمل نکرده است! این یعنی تبدیل «عبودیت» به «طلبکاری».
ویژگی دیگر دنیای مدرن، «سرعت» است. انسان امروزی عادت کرده است که با فشار دادن یک دکمه، پیچیدهترین کارها را انجام دهد؛ با یک دارو درد را فوراً ساکت کند و با یک پرواز، هزاران کیلومتر را در چند ساعت بپیماید. رسانهها و نظام تبلیغاتی نیز با وعده تغییرات فوری مثل «در ده روز لاغر شوید» یا «یکشبه ثروتمند شوید»، ذائقه روانی بشر را تغییر دادهاند. این شتابزدگی به ساحت دین نیز سرایت کرده است؛ انسان مدرن انتظار دارد توسل او مانند یک «کد دستوری» عمل کند و بلافاصله نتیجهای ملموس و فیزیکی به همراه داشته باشد. او فراموش کرده است که نظام تربیتی خدا و امام، بر پایه رشد تدریجی است، نه فرمولهای جادویی و آنی. شناخت این ویژگیها قدم مهمی در تصویر نقشه راه هدایت در دنیای مدرن است.
متأسفانه در عصر حاضر، نگاه به دین از یک حقیقتِ قدسی به یک «کالای مصرفی» تغییر یافته است. این همان «دینداری کارکردگرا» است؛ یعنی اگر دین یا توسل به امام زمان (علیهالسلام) بتواند «حال خوب» مرا تأمین کند یا گرهی از زندگی مادیام بگشاید، آن را میپذیرم و در غیر این صورت، آن را کنار میگذارم. در این وضعیت، انسان به دنبال «خدا» نیست، بلکه به دنبال «خود» است. او از امام نمیخواهد که او را به کمال برساند، بلکه میخواهد امام ابزاری برای راحتی دنیویاش باشد. وقتی پاسخ دلخواه در زمان دلخواه دریافت نمیشود، به جای خضوع در برابر حکمت الهی، زبان به اعتراض و در نهایت به انکار میگشاید.
آیا ممکن است کسی بیشتر از هزار سال عمر کند؟
مگر غیر از این است که مرگ و گرفتن جان انسانها، دست خداوند است؟ پس آیا خداوند نمیتواند جان امام زمان (علیهالسلام) را نگیرد؟
از جهت دیگر، آیا حداکثری برای عمر انسان وجود دارد؟ اگر بله، این حداکثر چه عددی است؟ 100 سال؟ 120 سال؟ پس کسی نمیتواند 121 سال عمر کند؟ همان طور که میبینیم امکان این که حداکثری برای عمر انسان مشخص کنیم، وجود ندارد. پس علم نمیتواند عمر طولانی یک فرد را رد کند.
به علاوه دانشمندان همواره در پی آن بوده اند که راهکارهایی برای افزایش طول عمر بیابند و در حد علم بشری به دستاوردهایی هم رسیده اند، اگر افزایش طول عمر را از نظر علمی غیر ممکن میدانستند، قاعدتا نباید پژوهشی در این رابطه انجام میدادند. و در نهایت آیا برای خداوند غیر ممکن است که چنین علمی داشته باشد؟ پس نتیجه آن که شاید عمر طولانی برای ما عجیب باشد، اما از نظر عقلی و علمی قابل انکار نیست.
در قدم بعدی با مراجعه به قرآن و روایات، میبینیم که در گذشته نیز، افرادی بوده اند که عمر بسیار طولانی داشتند. عمر طولانی حضرت نوح و حضرت خضر (علیهما السلام) نزد همگان معروف است و مقبول همه ادیان است. امام سجدا (علیهالسلام) فرمودند: «در قائم، سنتی از نوح است، و آن طول عمر است». (فِي اَلْقَائِمِ سُنَّةٌ مِنْ نُوحٍ وَ هُوَ طُولُ اَلْعُمُرِ – کمال الدین، ج1، ص322)
امام صادق (علیهالسلام) فرمودهاند: «اما بنده صالح خدا خضر، خداوند عمر او را نه به خاطر رساتش طولانی گردانید و نه به خاطر کتابی که به او نازل کند و نه به خاطر این که به وسیله او و شریعت او؛ شریعت پیامبران را نسخ کند و نه به خاطر امامتی که بندگانش به او اقتدا نمایند و نه به خاطر طاعتی که خدا بر او واجب ساخته بود، بلکه خدای جهان آفرین، بدان دلیل که اراده فرمده بود عمر گرامی قائم (علیهالسلام) را در دوران غیبت او بسیار طولانی سازد و میدانست که بندگانش بر طول عمر او، ایراد و اشکال خواهند نمود؛ به همین جهت عمر این بنده صالح خویش «خضر» را طولانی ساخت که به آن استدلال شود و عمر قائم (علیهالسلام) بدان تشبیه گردد و بدینوسیله اشکار و ایراد دشمنان و بداندیشان باطل گردد ...» (کمال الدین، ج3، ص357)

سوال درباره اتفاقات پس از ظهور
آیا اتفاقات پس از ظهور برای دانش آموزان شما عجیب و غیرقابل باور است؟ این موضوع چیز جدیدی نیست. خیلی دور نیست زمانی که کسی باور نمیکرد بتوان به سادگی از شرق عالم با غرب عالم ارتباط برقرار کرد؛ در حالی که امروزه ارتباط تصویر در هر جای دنیا به صورت زنده، یک موضوع ساده است. پس همین الآن هم بخشی از توصیفات ائمه (علیهمالسلام) از زمان حضرت مهدی (علیهالسلام) به وقوع پیوسته است و دیگر برای ما عجیب نیست. آیا امکان ندارد در آینده اتفاقاتی رخ دهد که اکنون برای ما عجیب به نظر میرسد؟
مرز بین باورهای دینی و خرافات توسط قرآن و روایات مشخص میشود. پس حتما درباره اتفاقات پس از ظهور به احادیث معتبر و موثق ارجاع بدهید و از بیان شنیدههای خود که از درست بودن آن مطمئن نیستید، خودداری کنید.
کلید دیگر در این مورد، باور داشتن به قدرت خداوند است. خداوند بارها قدرت خود را در یاری به مؤمنان در طول تاریخ نشان داده است. پس اگر خداوند بخواهد امام زمان (علیهالسلام) را بر کل زمین حاکم کند و ایشان را پیروز گرداند، یا مردگان را مجددا زنده کند و زندگی دوباره به ایشان بدهد (رجعت)، یا گنجینههای نهفته در دل زمین را آشکار کند، میتواند. هیچ کدام از قدرت خداوند بعید نیست.
ترس از ظهور حضرت مهدی
ممکن است کودکان درباره ظهور امام زمان (علیهالسلام)، نقلهایی از به وجود آمدن جنگ و خونریزی و کشتار شنیده باشند. حتی ممکن است بترسند که حضرت مهدی (علیهالسلام) به خاطر گناه یا اشتباهاتشان، آنها را بکشند!
در این مواقع، اهمیت آموزش صحیح و شناخت درست از امام عصر (عجلاللهتعالیفرجه) که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد، آشکار میشود. این وظیفهی والدین و مربیان دینی است که محبت امام زمان (علیهالسلام) را در دل کودکان بنشانند. یکی از القاب ویژهی حضرت مهدی، که فقط به ایشان و پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) اختصاص دارد «رحمت للعالمین» است. چگونه ممکن است کسی رحمت برای همگان باشد و با ظهورش جوی خون راه بیندازد؟
در این رابطه میتوانید با کودکان درباره سیره پیامبر مهربانمان و سایر ائمه (علیهمالسلام) صحبت کنید. وقتی پیامبر اکرم به رسالت مبعوث شدند، چه رفتاری با کفار داشتند؟ حتی در زمان فتح مکه دستور دادند به هیچ کس آسیبی نرسد و به همهی آنهایی که قبلتر خود پیامبر و سایر مسلمانان را اذیت و آزار میکردند، به واسطه اسلام آوردنشان، امان دادند. امام زمان هم از همین خاندان هستند، پس نیازی نیست از ظهور ایشان بترسیم.
آیا امام زمان علیهالسلام ازدواج کرده اند؟
ما نمیدانیم! و دانستنش چه فایدهای برای ما دارد؟ وقتی کودکان میپرسند «آیا امام زمان ازدواج کرده اند؟»، و سوالاتی از این دست به ذهنشان میرسد، این نشان دهنده ذهن کنجکاو آنهاست. عیبی ندارد، اما پاسخ چنین سوالاتی بر معرفت ما نسبت به امام زمان (علیهالسلام) اضافه نمیکند. اگر دانستن آن برای ما لازم و واجب بود، حتما امامان معصوم (علیهمالسلام) درباره آن به ما خبر میدادند.
پس از این که ممکن است ما موضوعاتی را ندانیم، ناراحت نباشید، و سعی نکنید با پاسخهای خودساخته کودکان را آرام کنید. به جای آن سعی کنید روند بحث را از موضوعات و سوالات حاشیهای به موضوعات اصلی و مهم بکشانید. مثلا بگویید ما در این رابطه اطلاعی نداریم، اما میخواهم ماجرای قشنگ دیگری را برایتان تعریف کنم که فکر میکنم دوست داشته باشید آن را بشنوید. به خصوص در کلاس درس، سعی کنید با استفاده از تکنیکهای مدیریت کلاس درس، از زمان بهترین استفاده را داشته باشید.



ایتا
بله
اینستاگرام
دیدگاه خود را بنویسید